پارک همه جا پارک است
خانمها و پیرمردهایی که پیادهروی میکنند. خانمها با مانتو و شلوار گرمکن.
نوجوانها با موهای سیخ سیخ و موتور برای تکچرخ زدن.
زمین بازی بچهها.
و کنار پای من، روی زمین، مورچهها. مورچهها موجودات احمقی هستند. اینقدر تند تند کار میکنند که چه بشود؟ این همه غذا را برای چه انبار میکنند؟ یعنی برای مورچهها هم روی زمین غذا پیدا نمیشود؟ همان زمستان هم که باشد.
مورچهها موجودات آزادی نیستند.
دو پسر جوان که روی نیمکت روبرو نشستهاند و سیگار میکشند. بعد دختری بهشان اضافه میشود. یکیشان از موبایل چیزی نشانش میدهد.
و زنی که نمیتوان سنش را حدس زد. از ٢٣ تا ٣٩ سال. هی پارک را دور میزند. پیادهروی میکند. هی دور میزند.
و پارک همه جا پارک است.
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت 17:4 توسط مهدی
|