کاری مشترک با حامد احمدی 

 

 

فردا روز خوبی نبود

اسپایدرمن از بلندترین طبقه‌ی ساختمان افتاد

آفتاب متلاشی

روی بال‌های خفاش شب

که بت‌من نبود

بسته‌های کسالت ِ باسمه‌ای

در چندین رنگ

برای همه‌ی سلیقه‌ها

خانه‌دار و بچه‌دار

ساعت‌های احمق زنگ‌های احمق‌تر

برای در

برای گوشی

برای دیوار

جلد سیگارها همه برای سلامتی مضر

سرطان

دود ِ مانده در گلو

گلوی من و ماشین

ایستاده پشت خط

که عابری نیست

عابر از یک به دو از دو به یک

هر صبح

هر بعدازظهر

شب حاضر شام حاضر

املت بدون تخم مرغ

علاف روی گاز

می‌سوزند در انتظار

گوجه‌ها بوی فردا می‌گیرند

کیسه‌های آشغال کیفور

پر از اتفاق نیفتاده

پیش به سوی کنسرت

کنسرت له شدن زیر ریتم چرخ‌دنده‌

بازیافت دیروز

امروز و فردا

روی پیش‌خوان

توی مغازه

توی تنور

توی گنجه

بخور

بپوش

برو