پاس بده
همین کنار پارک کن
دوازده گربهی سرگردان توی کوچه
که حتی شبیه کوچه هم نیست
چلاق، یکچشم
من به گربهها فخر نفروختم
توپ پلاستیکی ِ سوراخ ِ گوشهی حیاط
پاس بده پاس بده
پاس بده
همهی گلها را تو زدی
تور دروازهها پاره
سوییچ کن کات بزن
از پلانت بیرون بپر
صحنه را مچاله کن توی سطل آشغال
بیا توی صفحهی سفید
همین کنار پارک کن
زیر تابلوی عبور گربههای گربههای بیدم
گربههای لهشده وسط اتوبان
تو میدانی حقیقت توی جیبهای من باد کرده
خلط توی گلو
من آدم هفتسنگام آدم توپ پلاستیکیام
فرمان را بچرخان
فرمان را پاره کن
من، گذشتهی خودم، رگهای روی پیشانی
همین کنار فرمان را بچرخان
ته دره پیاده میشوم
سر کوچه هیچ جای امنی نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:9 توسط مهدی
|