دست‌هام همیشه زخمیه. حتی نفهمیدم کی این زخم‌ها به وجود اومد. مثل کبودی‌های روی پاهام که هیچوقت یادم نمی‌آد به کجا خوردم و چی شده. تا یک کبودی از بین می‌ره یکی بالاتر از قبلی یا روی اون یکی پام پیدا می‌شه. این هم هست که بعضی وقت‌ها دست‌هام جوهری می‌شه. جوهری و زخمی. 

شاید این‌ها نشونه‌ی زنده بودنم باشه. حتما وقتی خوابم دست‌هام رو این‌قدر می‌خارونم که به این وضع می‌افتن. این که توی خواب بتونم به خودم صدمه بزنم خیلی ناراحت‌کننده‌س. ولی فکر کنم وقتی هم بیدار هستیم، همه تا حدودی همین کار را می‌کنیم. بدون این که بشود تشخیص داد همین کار را می‌کنیم. به خودمان صدمه می‌زنیم. 

ما می‌خوابیم، غذا می‌خوریم، به هم عشق می‌ورزیم و به خودمان صدمه می‌زنیم.