حس خوب
شیک، خارجی
بدود توی صورتمان
سرخ بشویم
گر بگیریم
از شکممان بیرون
دل و روده پخش زمین
سرفه توی پراید
بوق بزنیم، بوق
جوشکاریِ روشن و خاموش
شمارههای ناشناس
به من با همان شمارههای قبلی زنگ بزنید
در را رنگ نزنید
من میانسال، موها سفید
سر گیج برود
چای داغ
شعلههای آبی بخاری گازی
تهریش، خیلی تهریش
خارخار
عزیزم
کفگیر ته دیگ
سیبزمینی
سیبِ زمینی
ما مرد جنگ نیستیم
چوب خودش بخورد توی سر پیرمرد
تلفن بزنگد
فحش را بکشد به همه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۱ ساعت 22:16 توسط مهدی
|